در شهر بوشهر بدلیل وجود ده ها  سفارتخانه، و خطوط کشتیرانی، وابسته به دول غربی و تبادل فکر وفرهنگ وتجانسِ زیست فرهنگی  در این منطقه  از کشور، وضعیتی اقتصادی ومنحصرِ بفرد، حاکم بود.

بوشهر مرکز صادرات و واردات  عمدهُ کشور به اقصی نقاط جهان وبالعکس، بود و راه دریائی کم مسافتی به جهان غرب، هند و کشورهای  آفریقائی بود.

در ساختمانی که مجاور بافت قدیم و ابتدایِ ضلعِ غربی خیابانِ،، لیان،،قرار داشت

قرائت خانه  و کتابخانه، انگلیسیها بوده و رجال شهر بوشهر در قرائت خانه، عصرها  با لباسهای فاخر  در این ساختمان حضور می یافتند.

در مجاورت این مجموعه سینما  ممد غوص،  که بعدآ به سینما، ساحل تغیر نام داد،
درمانگاه مجهز،،  اتوکشی،،، عکاسی،،، و…. وجود داشت.

توضیح اینکه این ساختمان، بعدآ تبدیل به باشگاه   ،،نیرو مند،، و سالن نمایش، گردیده بود.

قلندر خونه ایرج صغیری

اول بار در این سالن، که شیبدار بود وسنِ خوبی داشت اجرا  شد.

اینجانب در نوجوانی در این باشگاه  ورزشی عصرها با دوستان، تا ساعتها،پینگ پنگ، بازی میکردم

ودست تقدیر چنین نوشت که بعد از سالها  فراموشی، مخروبه شدن این  فضا    توسط اینجانب  خریداری، شومبول به سه سینما، شهر بازی وفضاهایِ مورد نیاز  وجنبی، گردید.

به نام ،،مجتمع  پردیس سینمائی،،،

قابل ذکر است که در بوشهر اولین ساختمان،متعلق به مصدقیها،، در مجاورت محل بانک صادرات،میدان انقلاب،،،

وجود داشت،جای فعلی بانک صادرات میدانی بود مشهور به میدان مصدق ودر این میدان شبها
فیلمهای هشت میلیمتری،از زندگی ورقصهای  محلی آنان به نمایش در می آمد.

خود فزونتر میدانید که بوشهر  دارای چاپخانه،  بود ،،،چاپخانه سنگی،،، و چند روزنامه مشهور را و محلی همزمان با  مرکز کشور،چاپ می شد.

طرفه اینکه،،،
این مقدمه برای نزدیک کردنِ مسالهُ ورود مدرنیته در بوشهر و شهرهای مجاور آن مخصوصآ،، برازجان،،  می باشد،

در ایام تابستان،  اکثرِ رجال و مردمان سر شناسِ برازجان، کت وشلوارهائی، که کت، آن لائی،نداشت
وسبک و خنک بود بهمراهِ کالاهای شاپو مدورِ لبه دار برای مصون ماندن سر و صورت از گرما، 
برتن میکردند، که همه همرنگ وسِت،، بود میپوشیدند، و در این دیار وسایر نقاط  استان آثار مدرنیته، کتابت، نگارش، که از مظاهرِ دانائی محوری بود نضج فراوان داشت،

قابل ذکر است که اینجانب،، سینما در بوشهر ر ا در جوار کتابی در زمینه مدرنیته در بوشهر  کار کرده ام.

بوشهر و شهرها و اکناف آن دارایِ موسیقی، کاملآ ریتمی، از دیر باز دارا،بوده که همهُ ریتمهای  آن شاد وفاخر  و خاص ومنحصرِ بفرد، با مضامین خاص،دنبال میکرده،

نواهایِ محلی، در این دیار با اشعار عاشقانه،و عارفانه  مفتون وفایز و شعرای محلی سرای به نامی در شروه های دلنشین در محافل ومجالس،خود مروج بسزائی، در  ترویج کتابت،و دانائی محوری، بوده است،

تعزیه خوانی این دیار کاملآ دستگاهی وبا ریتمِ و آهنگ موزون،کاملآ منحصرِ بفرد، بوده است.

بندر طاهری در قدیم بندر سیراف

موسیقی دریانوردی

در شروع سفر و برگشت  به نام،،یزله،، بسیار دیدنی، همراه با نواهایِ دلنشین، وشادی بود.
همه کف زنان با ریتمی خاص،  نواهائی دسته جمعی، سر میدادند، وبه هوا می پریدند، در شهر رو شهر،،
بافت چهار محل، نشان از فرهنگی خاص داشت،
تمام خانه ها  یک پیلوت و یک طبقه مسکونی، یا حد اکثر دو طبقه  ساخته شده بود. همه این خانه ها، در پیلوت

دارای،، حمامک،، مستراح،، حوضخانه،، و چاه آب ودول،،، وبکرک،،  برایِ کشیدن آب از چاه وپر نمودن حوضخانه برای مصرف روزانه، داشتند، خانه ُ کارگر یا کولی،، گمرک با خانه رجال شهر فقط در وسعتِ آنها  تفاوت داشت، درب وپنجره ها همه از چوب ساج،، و شیشه ها همه رنگی وزینتی،بود.

ظهرها در کوچه های باریک وبادگیر محلات،بویِ برنج ایرانی وقلیهُ ماهی هامور،، از هر دو خانه،،، به مشام می رسید.

اما برنامه مجالس شاد خوانی،  همانند خیام خوانی همچون مجالس ناب شروه به دلیل  رواجِ کتابت آشنائی با منابع شعری، و آثار بزرگان وفرهنگِ شاد خواری،  رونق داشت،

که کاملآ منحصرِ بفرد  است.

بگذارید کمی واکاوی کنم وبگویم، که نه تنها  در شهر ها بلکه در تمام یا اکثر روستاهای استان  شاهنامه خوانی، یوسف و زلیخا،  حافظ وسعدی، در مکتب خانه ها   رایج بود

در روستا ها اتاقکی کوچک بود که معروف به  چاله،، بود  ومنقلِ گلیِ در وسط داشت، و چند، ،جیشوک، یا سوراخ مدور، برای خروج دود در قسمت بالا ئی آن تعبیه شده بود،

وزن و مرد امیر و جوان دور هم، به گردِ چاله، جمع می شدند  و ضمن تعریف متلها،، به شاهنامه خوانی، یوسف و زلیخا خوانی، و حافظ خوانی،،

می پرداختند، و بیشرِ آنان، ازاین منابع،بخشی را از حفظ   بودند،

و کتابت و نغز گفتاری و نگارش که از مظاهر دانائی محوری بود در اقصی نقاط استان  رواج داشت،

نویسنده را متاسفانه نشناختم
نویسنده؟؟؟؟

/نقل از گروه گردشگری تهران

خانه رئیسعلی دلواری بوشهر

*عکس اول مربوط به

مسجد جامع سیراف

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.